چرایی تدوین و ابلاغ سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتیاقتصاد مقاومتی



امروز ۳۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۲، سیاست‌های كلی «اقتصاد مقاومتی» از سوی رهبر معظم انقلاب به رؤسای قوای سه گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شد. این سیاست‌ها یكی از مؤلفه‌های مهم و اساسی استحكام ساخت درون است.

لازم است قوای كشور بی‌درنگ و با زمان‌بندی مشخص، اقدام به اجرای آن كنند و با تهیه قوانین و مقررات لازم و تدوین نقشه راه برای عرصه‌های مختلف، زمینه و فرصت مناسب برای نقش‌آفرینی مردم و همه فعالان اقتصادی را در این جهاد مقدس فراهم آورند تا به فضل الهی حماسه‌ اقتصادی ملت بزرگ ایران نیز همچون حماسه سیاسی در برابر چشم جهانیان رخ نماید. (متن ابلاغیه‌ی رهبر انقلاب درباره‌ی سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی)

منظور از اقتصاد مقاومتی، اقتصادی نیست كه با دیگر كشورهای دنیا تعامل نداشته باشد. چنین اقتصادی نه ممكن است و نه مطلوب. نكته‌ی كلیدی در اقتصاد مقاومتی «مهندسی تعاملات تجارتی» است.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/25338/H/139211301602100657_25338.jpg
رهبر معظم انقلاب برای نخستین بار در سال ۱۳۸۹ ضرورت پدیدآوردن اقتصاد مقاومتی۱ در كشور را عنوان كردند. پس از آن نیز بر ثمربخش بودن اقتصاد مقاومتی، اهمیت برنامه‌ریزی و ثبات برنامه‌های اقتصادی، مدیریت مصرف، كاهش اتكا به درآمدهای نفتی و نیز مردمی‌كردن اقتصاد، اهمیت شركت‌های دانش‌بنیان، اجرای سیاست‌های كلی اصل ۴۴ و حمایت از تولید مكرراً تأكید داشته‌اند.۲ مجموعه‌ی این موارد نشان می‌دهد كه بنا به تشخیص ایشان، این موضوع برای آینده‌ی كشور بسیار مهم است. از این رو باید مد نظر اقشار مختلف جامعه و از جمله اساتید و دانشجویان قرار گیرد. این نوشتار در پی آن است كه ابعاد اهمیت این موضوع را بررسی كند و رئوس موضوعاتی را تشریح نماید كه باید در كشور مد نظر قرار گیرد.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/22838/B/13920319_0122838.jpg
جمهوری اسلامی از سال‌های آغازین پس از انقلاب اسلامی علی‌رغم همه‌ی مشكلات و كاستی‌ها توانسته است اولاً حرف نو و جدیدی را مبتنی بر اسلام ناب محمدی صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله به عرصه‌ی جهانی عرضه كند و حكومتی را بر پایه‌ی آن اداره نماید. ثانیاً توانسته است به پشتوانه‌ی «رهبری دینی» و «مردم انقلابی» در مقابل همه‌ی مشكلات ایستادگی كند و توطئه‌ها را خنثی نماید. ثالثاً در عرصه‌های مختلف علمی و زیربنایی پیشرفت‌هایی جدی داشته باشد. بدیهی است كه چنین نظامی موجودیت اندیشه‌های پوشالی غرب و نظام‌های سیاسی بنا شده بر آنها را با تهدید مواجه ‌كرده است، به‌ویژه كه نظام‌های مذكور هنوز نتوانسته‌اند پاسخی جامع به همه‌ی نیازهای انسانی بدهند.

معمولاً نظرات و ایده‌های جامع از سوی مسئولین و نخبگان علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جهت تبیین سیاست‌گذاری مطلوب در كشور به سوی ایشان فرستاده می‌شود. خود ایشان نیز در حوزه‌های گوناگون از اشراف مطلوبی برخوردار است، آن نظرات را مورد مطالعه و ارزیابی قرار می‌دهند. سپس با مشاوران و برخی نخبگان به مشورت می‌پردازند و به یك مسأله و ایده‌ی خاص می‌رسند كه آن مسأله، نیاز و دغدغه‌ی روز جامعه و مردم است. این ایده از سوی رهبر انقلاب با حفظ چارچوب و شاخص‌هایی برای مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال می‌شود. مجمع هم با استفاده از نظرات بسیاری از كارشناسان و نخبگان كشور اعم از دولت و مجلس و همین‌طور دلسوزان نظام به یك پیش‌نویس اولیه از سیاست‌ها می‌رسد و مجدداً آن پیش‌نویس را برای رهبری می‌فرستد.

لذا می‌توانیم بگوییم كه تهیه و تدوین این سیاست‌ها در حقیقت برخاسته از یك خرد جمعی و تفكر نخبگانی است كه توسط همه‌ی دلسوزان انقلاب اسلامی تهیه شده و در نهایت رهبر انقلاب با توجه به مبانی و مبادی دینی و انقلابی، آن را تكمیل كرده و ابلاغ می‌كنند.


من معتقدم هر مسئولی اگر عزم جدی بر اجرای این سیاست‌ها داشته باشد، این سیاست‌ها انجام خواهد شد؛ چراكه این سیاست‌ها دارای منطق و عقلانیت لازم است و ذهن نیروی انسانی ما نیز این منطق را خوب می‌فهمد. بنابراین در ابتدا مدیران و مسئولین باید عزم جدی و لازم برای اجرای آن را داشته باشند. همین الان اگر دولت برنامه‌ای را تبیین و بخواهد اجرا كند، به راحتی می‌تواند اجرا كند. بگذارید مثال بزنم؛ آیا انجام سفرهای استانی كار سختی بود یا نه؟ آیا كاری بود كه اصلاً با نظام بروكراسی كشور جور در می‌آمد؟ ولی همین كار سخت و غیرممكن را وقتی رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت به جدیت خواستند كه بكنند، انجام شد.
شرط دوم آن است كه ساختارهای موجود نظام بروكراتیك را متناسب با شرایط جدید و منطبق با سیاست‌های اقتصاد مقاومتی اصلاح كنیم. مثلاً باید ساختار تمركز را از بین ببریم، یا باید فرآیندهای دولتی را الكترونیك كنیم. از سویی دیگر باید نیروی انسانی دولتی را نیز آموزش دهیم و انگیزه‌ی لازم برای آن‌ها را به وجود بیاوریم. بنده به عنوان كسی كه از نزدیك در مباحث سیاست‌گذاری دخیل بوده‌ام عرض می‌كنم كه قدم اول برای اجرای سیاست‌ها، تغییر و تحول در نظام اداری است. تحول در نظام اداری هم به این معنی نیست كه كارمندهایی را اخراج كنیم و نیروهای جدیدی بیاوریم؛ بلكه باید همین نیروها را توانمند كنیم، باید ساختارها را كمتر كنیم، فرایندهای پیچیده را ساده‌تر كنیم و نظام پرداختی را بر اساس عملكردها اصلاح كنیم.