چنین تعبیر شده که با توجه به لفظ «جمهوری اسلامی»، «6 هزار سانتریفیوژ»، «حسن در جایگاه رئیس جمهور»، اینها پیش بینی شده بوده که طبیعتاً خلاف عقلانیت است، چرا که حداقل فرهاد روحانی به عنوان برادر رئیس دولت وجود خارجی و ندارد و البته ان قلت های اینچنینی دیگری نیز برای رد این توهم توطئه وجود دارد!
یکی از رویکردهای عجیبی که در سال‌های اخیر باب شده، نمادیابی در فیلم‌ها و آثار سینمایی است؛ نمادیابی که با یافتن مابه‌‌‌ازای بیرونی همراه شده است. موقعیت اما زمانی پیچیده می‌شود که در یک تصادف عجیب و جالب، این ما‌به‌ازای بیرون گرفتن برای سریال‌هایی که محصول قصه پردازی یک سناریست در آن سوی دنیاست، شبیه اتفاقی در کشورمان می‌شود؛ موضوعی که درباره مذاکرات هسته ای ایران و آمریکا رخ داده و جنجال ساز شده است.


یکی از پرمخاطب‌ترین سریال‌های اپیزودیک است که در تا سال 2010 در آمریکا پخش شد و در میان مجموعه سریال‌هایی است که پیرامون موضوع تروریسم و تهدیدات تروریستی نسبت به آمریکا ساخته شد. در بخش نخست از فصل هشتم این سریال، شاهد وقوع داستانی بودیم که این روزها ‌‌ناقص ذکر شده و از آن در راستای معادل سازی نسبت به وقایع ایران توسط برخی اشخاص بهره‌برداری می شود.

بر اساس داستان قسمت نخست از فصل هفتم این سریال، رئیس‌جمهور کشور جمهوری اسلامی کامستان در خاک آمریکاست و در حال انجام مذاکرات صلح با آمریکاست و تروریست‌ها که عوامل داخلی و خائن دولت کامستان هستند می‌خواهند جلوی این کار را با ترور پرزیدنت حسن بگیرند. در آغاز کار آن‌ها موفق نمی‌شوند، ولی در ادامه با وارد کردن یک بمب هسته‌ای به آمریکا و تهدید که آن را در نیویورک منفجر خواهند کرد، خواهان تحویل ‌پرزیدنت حسن می‌شوند.

دولت آمریکا با این خواسته مخالفت ‌و خود را برای انفجار بمب هسته‌ای آماده می‌کند، ولی پرزیدنت حسن خودش را تحویل تروریست‌ها می‌دهد و آن‌ها نیز او را به قتل می‌رسانند. همچنین رنه واکر توسط عوامل روس کشته می‌شود و جک برای انتقام، به دنبال عاملان می‌رود.

او متوجه می‌شود که پشت پرده همهٔ اتفاقات دولت روسیه و در رأس همهٔ آن‌ها رئیس‌جمهور روسیه، پرزیدنت سواروف می‌باشد. روسیه مخالف امضای این عهدنامهٔ صلح است، به همین علت با کمک به تروریست‌ها، سعی داشته تا جلوی امضای این عهدنامه را بگیرد. جک تمام عاملان از جمله وزیر امور خارجه روسیه را می‌کشد. البته می‌خواهد که پرزیدنت سواروف را هم بکشد که کلویی جلوی او را می‌گیرد. در پایان او تحت تعقیب است و مجبور می‌شود به خارج از کشور بگریزد.

آنچه می‌خوانید، بخشی از دیالوگ این فیلم در زمان برگزاری کنفرانس میان حسن رئیس‌جمهور جمهوری اسلامی کامستان و برادرش است که پیش از توافق قطعی با آمریکا بر سر لغو بخشی از برنامه هسته ای این کشور انتزاعی است؛ دیالوگی که ما‌به‌ازای مذاکرات هسته‌ای ایران در نظر گرفته ‌و چنین تعبیر شده که با توجه به لفظ «جمهوری اسلامی»، «شش هزار سانتریفیوژ»، «حسن در جایگاه رئیس جمهور»، اینها پیش‌بینی شده بوده که طبیعتاً خلاف عقلانیت است، چرا که دست‌کم فرهاد روحانی به عنوان برادر رئیس دولت وجود خارجی و ندارد و البته ان قلت‌های اینچنینی دیگری نیز برای رد این توهم توطئه وجود دارد!

رئیس جمهور «حسن»، برادری به نام «فرهاد» دارد؟! + فیلم

در این دیالوگ ‌آمده است:

« ـ من همین الان داشتم با وزیر کل کشور «کینن» صحبت می‌کردم. اون شرایط مارو پذیرفته است.

 ـ خبر خوبیه

 ـ ولی یه شرطی هم هست. اونها اصرار دارن رئیس گروه تحقیقات هسته ای ما یک امریکایی باشه.

 ـ من که فکر می‌کنم بتونم قبول کنم، تو چی؟

 ـ تو که می‌دونی من چی فکر می‌کنم. ما تا همین الان هم از خیلی از چیز‌ها به اسم صلح دست کشیدیم.

 ـ خیلی داری دیگه تند میری، فرهاد. بگو ببینم از چه چیز‌های مثلا دست کشیدیم به غیر از قسمتی از خواسته‌هامون جهت داشتن سلاح هسته ای؟

 ـ به نظرت این زیاد نیست؟ تفکیک کردن شش هزار سانتریفیوژ از یکدیگر.

 ـ برای مانور سیاسی کشورمون خوبه ولی از طرفی باعث ورشکسته شدن کشورمون هم میشه. در واقع ما نیستیم که خیلی داریم می‌بخشیم. رئیس جمهور «تیلر» می‌خواد یه لایحه اقتصادی رو قبول بکنه و بیلیون‌ها دلار به ما مساعدت مالی بکنه. ما هرچیزی که میخواستیم رو بدست اوردیم فرهاد؛ تا زمانی که این یه کلک نباشه‌».

در بخشی دیگر از این فیلم نیز چنین دیالوگی رد و بدل می‌شود:

«...رئیس جمهور حسن: کشور من قبول کرده پیگرد خودشو نسبت به سلاح‌های هسته ای قطع کنه به پشتیبانی از شما در سازمان جهانی انرژی اتمی ولی شرایط ما، آقای رئیس جمهور اینه که بازرس‌های آمریکایی رو این موضوع (فعالیت‌های هسته ای شما ) نظارت داشته باشند!...».

چنین به نظر می‌آید که در پخش این اخبار که قطعاً هدفمند بوده و نوع بیانش در قالب گفته‌های یک دوست، چندان باورپذیر نیست، باید اندک با احتیاط عمل کرد و خدای نکرده چنین نشود که توهم توطئه برخی، وقایع اساسی کشور را یک امر از پیش به وقوع پیوسته تلقی کند. نخستین گام در این زمینه، گرفتن تریبون‌ها از اشخاصی است که به جای کارشناسی بر کرسی‌های نظریه پردازی قرار می‌گیرند و حرفه شان استخراج چنین معادل‌هایی از فیلم‌ها، سریال‌ها و یاد نمادهای فرهنگی و سیاسی است.